<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:media="http://search.yahoo.com/mrss/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: داریوش فرضیایی آیا قابل تکثیر است ؟</title>
	<atom:link href="http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 29 Sep 2008 06:55:48 +0000</lastBuildDate>
	<generator>http://wordpress.com/</generator>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
		<item>
		<title>با: ز.ر</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-514</link>
		<dc:creator>ز.ر</dc:creator>
		<pubDate>Wed, 13 Aug 2008 15:10:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-514</guid>
		<description>با سلام:
به نظر من هم اقای داریوش فرضیاییی چنین کاری نکرده است....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>با سلام:<br />
به نظر من هم اقای داریوش فرضیاییی چنین کاری نکرده است&#8230;.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-284</link>
		<dc:creator>زهرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Feb 2008 15:09:34 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-284</guid>
		<description>به نظر من آقای فرضیایی نیازی به این کار ندارند.و همه به خوبی از صداقت ایشان مطمئن هستندو با اطمینان می توانم بگویم این پیام ها مال ایشان نیست.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>به نظر من آقای فرضیایی نیازی به این کار ندارند.و همه به خوبی از صداقت ایشان مطمئن هستندو با اطمینان می توانم بگویم این پیام ها مال ایشان نیست.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: shirin</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-186</link>
		<dc:creator>shirin</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Jul 2007 05:59:12 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-186</guid>
		<description>salam  baba  enghadr  az amoo  bad  nago</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>salam  baba  enghadr  az amoo  bad  nago</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: shirin</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-185</link>
		<dc:creator>shirin</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 20 Jul 2007 05:54:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-185</guid>
		<description>bebin  to vaghean  khaste  nenishy  enghadr  rajebe  amoo  purangam  eintory  harf  mizany  amoo  gofte  dige  to  in  site  naya  manam  nemiyam  omidvaram  rozy  khaste  beshy</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>bebin  to vaghean  khaste  nenishy  enghadr  rajebe  amoo  purangam  eintory  harf  mizany  amoo  gofte  dige  to  in  site  naya  manam  nemiyam  omidvaram  rozy  khaste  beshy</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: خبر مرگ تمام کسایی که با پورنگ من لجن</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-184</link>
		<dc:creator>خبر مرگ تمام کسایی که با پورنگ من لجن</dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Jun 2007 11:16:33 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-184</guid>
		<description>همیشه تند با شما ها بر خورد میکردم ولی اینبار نه ، اینبار میخوام از روی نوشته هام خودتون قضاوت کنین که پورنگ آدم بدیه یا نه؟ نمیدونم چرا ایران و ایرانی اینجوریه . چش ندارن ببینن که یه نفر هر روز به محبوبیتش اضافه میشه، میخوام بگم عمو پورنگ مثل ما انسانه، یه بنده خداست، خدا کاری کرد که اون اینقدر محبوب بشه . کسی نمیتونه تو کار خدا دخالت کنه. می تونه؟ بچه ها عمو رو دوست دارن پورنگ هم بچه ها رو.  الان داشتم یکی از متنات رو میخوندم . هر چند هر موقع به این وبلاگ میام اعصابم خورد میشه و با چشم گریون میام بیرون . نمیدونم، همه می خوان یه جوری از پورنگ ایراد بگیرن از کوچکترین حرکتش . من خودم از دسته آدمایی هستم که تمام برنامه هاشو میبینم حتی یکیش هم از زیر دستم در نمیره . هر روز دارم رفتارش رو میبینم وهر روز رو عقیده ام که پورنگ یا همون داریوش فرضیایی یک انسان بزرگه مسمم تر میشم . الان حتما با خودتون میگید که خوب چون تو طرفدارشی و دوسش داری اینو میگی اما من هیچ وقت حرفی رو بی دلیل نمیزنم هیچ وقت . اگه میگم بهش رسیدم واقعا همین طوره . تو نوشتی رفتار پورنگ در روز شهادت حضرت فاطمه تصنعی بود . من که همچین رفتاری درش ندیدم . اگه منظورت خوش وبش کردن با بچه ها و خندینه که باید بگم خود تو تا حالا نشده  که تو روزعزا بخندی؟ نشده ؟ نگو نه که دروغ گفتی ، البته اینو هم متذکر بشم که عمو بی خود نمی خندید. تو اصلا می دونی چرا پورنگ ترجیح میده روزای عزا برنامه نداشته باشه؟ ها میدونی؟ خوب برات میگم . پورنگ به خاطر این دوست داره که روزای عزا برنامه نداشته باشه چون بچه ها این حالت عمو رو دوست ندارن، بچه ها همیشه میگن ما پورنگ شاد رو دوست داریم، هر چند که با یه دفعه ناراحت بودنش ازش دل نمیکنن . اما با این حال تر جیح میدن عمو همیشه بخنده. تو توقع داری که تو روز عزا به هیچ عنوان نباید حتی تبسم کنه . ولی باید بگم اگه اینجور باشه دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت برنامه کودک . عموبه خاطر شادی دل بچه ها وقتی برادرش تو بیمارستان بستری بود برنامه اجرا میکرد . تو شرایطی بود که هر موقع زنگ موبایلش به صدا در میومد با ترس اینکه یه موقع خبر بدی از برادرش بهش بدن گوشی رو جواب میداد . با استرس اینکه برادرش رو از دست بده سر برنامه حاضر میشد . اما هیچ کس نفهمیده بود که پورنگ غم دنیا رو تو دلش نگه میداره اما یه ذره هم بروز نمیده . میدونی، من وقتی شنیدم برادرش فوت شده به هیچ عنوان نمی خواستم قبول کنم. میگفتم اینا شایعست مگه امکان داره با وجود مرگ عزیزش اینقدر خندون باشه اما بود، واقعیت داشت . پورنگ یه انسان بزرگه، یه فرشتست، اگه رفتارش بد بود یا اگه خودش رو میگرفت به نظرت هنوزم اینهمه طرفدار داشت؟ نه نداشت . من وقتی شنیدم که پورنگ اینهمه رنج رو به خاطر عشق به بچه ها تحمل کرده تازه فهمیدم که چقدر بزرگه، چقدر انسانه. خدا وکیلی کدوم ما حاضر میشیم که به خاطر یه مشت بچه که هیچ کدوم رو نمیشناسیم تو مرگ عزیز ترین کسمون بخندیم ؟ کدوممون حاضر میشیم که وقتی عزیزمون تو بیمارستانه و داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه بیایم و با بچه ها بالا و پایین بپریم ؟ کدوممون حاضر میشیم ....؟ هیچ کدوممون حتی نمیتونیم فکرش رو هم بکنیم چه برسه به اینکه انجامش بدیم. تو فکر میکنی خیلی آسونه که به تلفن 60 میلیون طرفدارت که هر روز به تعدادشون اضافه میشه جواب بدی؟ فکرش رو بکن توی خونت هم آسایش نداری چه برسه به بیرون . عمو به تمام تلفنها جواب میده، با حوصله به حرف تمامشون گوش میکنه اما اگه یه روز فقط یه روز دلش بخواد که آزاد باشه و با کسی صحبت نکنه پشت سرش هزار تا حرف میزنن که این پورنگ دیگه مثل همیشه نیست، خودش رو گرفته ،اصلا فکر میکنه کیه که اینقدر مغروره؟ ما با چه حقی به خودمون اجازه میدیم که در مورد اون تصمیم بگیریم؟ ما با این کارمون می خوایم چی رو ثابت کنیم؟ پورنگ یه انسانه ، حق انتخاب داره . دوست داره برا یه بار هم که شده درکش کنیم . دوست داره برای یه بار هم که شده بفهمیم چی میگه . دوست داره بفهمیم که اگه یه بار به تلفنمون جواب نداد دلیلش این نیست که خودش رو گرفته یا دیگه بچه ها رو دوست نداره ، فقط دلش می خواد که راحت باشه، راحت زندگی کنه. چرا ما دنیا رو براش مثل قفس کردیم؟ چرا بهش اجازه نمیدیم که با خیال راحت تو یه پارک قدم بزنه، از هواش لذت ببره، با خودش خلوت کنه ؟ چرا، واقعا چرا؟همیشه باید تو خونه بشینه به در و دیوار تکراری خونش زل بزنه یا با گوش دادن 4 تا آهنگ خودش رو سر گرم کنه؟ چرا بهش اجازه نمیدیم که آزاد باشه؟ فکر میکنی وقتی به خاطر معموریت کاریش میره صفر خیلی راحته ؟ نه راحت نیست چون اونجام همین وضعه . چه تو هتل، چه تو کوچه و خیابون.... اینو که میگم خودم به شخصه دیدم : توی هتل که بود برای تهیه گزارش از ساعت 5 صبح بیدارش میکردن، تا ساعت 2 بعد از ظهر با مردم تو خیابون و اینجور جاها بر خورد میکرد . اونوقت باید با تمامشون دست میداد ، عکس میگرفت، بهشون امضا میداد تا شاید نگن که این پورنگه خودش رو میگیره فکر کرده کیه . وقتی با تمام خستگی و گرسنه از بیرون میومد دلش رو خوش میکرد که دیگه وقت استراحتشه . غذاشو میخوره و با خیال راحت می خوابه ، اما وقتی بر میگشت باز با جمعیت منتظرش روبه رو میشد که جلوی در هتل جمع شده بودن . دوباره با تک تک اونا عکس میگرفت امضا میداد به حرفاشون گوش میکرد و با خستگی تمام ، غذا شو می خورد به اتاقش می رفت. هنوز نیم ساعتم نخوابیده بود که صداش میزدن: داریوش پاشو برای تهیه گزارش باید بریم بیرون، دوباره همون وضعیت تکرار میشد. شبا تا ساعت 2 نصفه شب طرفدارا میومدن و میرفتن و بلاخره بعد از رفتنشون با خوردن 5 تا قرص آرام بخش به رختخوابش میرفت ... تازه اگر از هواداراش می خواست که زودتر برن تا استراحت کنه دلگیر میشدن که ما رو تحویل نگرفت . فکر کرده چون معروفه دیگه کی هست. داریوش توی خونه هم آرامش نداره افراد سود جویی که با گیر آوردن شماره تلفن خونش یا موبایلش  اونا رو بین مردم پخش میکنن باعث میشن که تو خونه هم نتونه یه نفس راحت بکشه. شما خودتون رو برا یه بار هم  که شده بزارین جای اون، تصور کنین که نتونین هیجا برین ، یه لحظه فکر کنین که تمام طول روز طرفداراتون به خونه زنگ بزنن و از اعضای خونواده خواهش کنن که گوشی رو بدن به شما تا با اونا صحبت کنین. من خودم اگه یه همچین موقعیتی داشته باشم واقعا دیوونه میشم. حالا عمو رو در نظر بگیرین که با وجود این همه مشکلی که براش پیش میاد بازم تا جایی که میتونه به تلفناش جواب میده، با طرفداراش عکس میندازه، به همشون امضا میده و... ولی اگه یه بار نتونه این کارا رو بکنه دیگه تمام خوبیاش از بین رفته...!!! . یه لحظه فکرشو بکنین .  این ماییم که با خود خواهی هامون آرامش رو ازش میگیریم اما باز همه رو به پای پورنگ مینویسیم . اگه قرار باشه که داریوش فرضیایی به تمام تلفنا ش جواب بده و تمام خواسته های طرفدارانش رو انجام بده دیگه این یه ذره آرامشی که داره رو هم از دست میده. همیشه میگیم چقدر آدم شارژ و شادیه اما هیچوقت با خودمون نگفتیم که آدم بی غم وجود نداره، هیچوقت نگفتیم که بیام به اون هم فرصت یه زندگی راحت رو بدیم. اگه بشنویم که سر یه بچه داد زده میگیم: بفرما عمو پورنگ که اینهمه ادعا داره که مهربونه سر یه بچه داد زده . اما اونم آدمه، حق داره گاهی اوقات عصبانی بشه ، حق داره خودش رو خالی کنه . ما دوست داریم پورنگ مثل یه آدم آهنی برخورد کنه . خواب و خوراکش رو بزاره کنار و فقط به خواسته های ما عمل کنه. این چیزیه که ما ها میخوایم. ما ها یه مشت آدم خود خواه زبون نفهمیم که دورش کردیم ، زندگی رو ازش صلب کردیم ، وهمش به منافع خودمون فکر میکنیم . واقعا باید از رفتارمون خجالت بکشیم . ای کاش حرفامو درک کنین و بفهمین که چی میگم . اما میدونم هستن آدمایی، که با خوندن این حرفها به من میخندن و همچنان کارای بچگونشون رو ادامه میدن بدون اینکه حتی یه ذره احساس پشیمونی کنن. امیدوارم خدا تمامشون رو به راه راست هدایت کنه و بهشون این درک رو بده که داریوش فرضیایی هم یک انسانه.....</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>همیشه تند با شما ها بر خورد میکردم ولی اینبار نه ، اینبار میخوام از روی نوشته هام خودتون قضاوت کنین که پورنگ آدم بدیه یا نه؟ نمیدونم چرا ایران و ایرانی اینجوریه . چش ندارن ببینن که یه نفر هر روز به محبوبیتش اضافه میشه، میخوام بگم عمو پورنگ مثل ما انسانه، یه بنده خداست، خدا کاری کرد که اون اینقدر محبوب بشه . کسی نمیتونه تو کار خدا دخالت کنه. می تونه؟ بچه ها عمو رو دوست دارن پورنگ هم بچه ها رو.  الان داشتم یکی از متنات رو میخوندم . هر چند هر موقع به این وبلاگ میام اعصابم خورد میشه و با چشم گریون میام بیرون . نمیدونم، همه می خوان یه جوری از پورنگ ایراد بگیرن از کوچکترین حرکتش . من خودم از دسته آدمایی هستم که تمام برنامه هاشو میبینم حتی یکیش هم از زیر دستم در نمیره . هر روز دارم رفتارش رو میبینم وهر روز رو عقیده ام که پورنگ یا همون داریوش فرضیایی یک انسان بزرگه مسمم تر میشم . الان حتما با خودتون میگید که خوب چون تو طرفدارشی و دوسش داری اینو میگی اما من هیچ وقت حرفی رو بی دلیل نمیزنم هیچ وقت . اگه میگم بهش رسیدم واقعا همین طوره . تو نوشتی رفتار پورنگ در روز شهادت حضرت فاطمه تصنعی بود . من که همچین رفتاری درش ندیدم . اگه منظورت خوش وبش کردن با بچه ها و خندینه که باید بگم خود تو تا حالا نشده  که تو روزعزا بخندی؟ نشده ؟ نگو نه که دروغ گفتی ، البته اینو هم متذکر بشم که عمو بی خود نمی خندید. تو اصلا می دونی چرا پورنگ ترجیح میده روزای عزا برنامه نداشته باشه؟ ها میدونی؟ خوب برات میگم . پورنگ به خاطر این دوست داره که روزای عزا برنامه نداشته باشه چون بچه ها این حالت عمو رو دوست ندارن، بچه ها همیشه میگن ما پورنگ شاد رو دوست داریم، هر چند که با یه دفعه ناراحت بودنش ازش دل نمیکنن . اما با این حال تر جیح میدن عمو همیشه بخنده. تو توقع داری که تو روز عزا به هیچ عنوان نباید حتی تبسم کنه . ولی باید بگم اگه اینجور باشه دیگه نمیشه اسمش رو گذاشت برنامه کودک . عموبه خاطر شادی دل بچه ها وقتی برادرش تو بیمارستان بستری بود برنامه اجرا میکرد . تو شرایطی بود که هر موقع زنگ موبایلش به صدا در میومد با ترس اینکه یه موقع خبر بدی از برادرش بهش بدن گوشی رو جواب میداد . با استرس اینکه برادرش رو از دست بده سر برنامه حاضر میشد . اما هیچ کس نفهمیده بود که پورنگ غم دنیا رو تو دلش نگه میداره اما یه ذره هم بروز نمیده . میدونی، من وقتی شنیدم برادرش فوت شده به هیچ عنوان نمی خواستم قبول کنم. میگفتم اینا شایعست مگه امکان داره با وجود مرگ عزیزش اینقدر خندون باشه اما بود، واقعیت داشت . پورنگ یه انسان بزرگه، یه فرشتست، اگه رفتارش بد بود یا اگه خودش رو میگرفت به نظرت هنوزم اینهمه طرفدار داشت؟ نه نداشت . من وقتی شنیدم که پورنگ اینهمه رنج رو به خاطر عشق به بچه ها تحمل کرده تازه فهمیدم که چقدر بزرگه، چقدر انسانه. خدا وکیلی کدوم ما حاضر میشیم که به خاطر یه مشت بچه که هیچ کدوم رو نمیشناسیم تو مرگ عزیز ترین کسمون بخندیم ؟ کدوممون حاضر میشیم که وقتی عزیزمون تو بیمارستانه و داره با مرگ دست و پنجه نرم میکنه بیایم و با بچه ها بالا و پایین بپریم ؟ کدوممون حاضر میشیم &#8230;.؟ هیچ کدوممون حتی نمیتونیم فکرش رو هم بکنیم چه برسه به اینکه انجامش بدیم. تو فکر میکنی خیلی آسونه که به تلفن 60 میلیون طرفدارت که هر روز به تعدادشون اضافه میشه جواب بدی؟ فکرش رو بکن توی خونت هم آسایش نداری چه برسه به بیرون . عمو به تمام تلفنها جواب میده، با حوصله به حرف تمامشون گوش میکنه اما اگه یه روز فقط یه روز دلش بخواد که آزاد باشه و با کسی صحبت نکنه پشت سرش هزار تا حرف میزنن که این پورنگ دیگه مثل همیشه نیست، خودش رو گرفته ،اصلا فکر میکنه کیه که اینقدر مغروره؟ ما با چه حقی به خودمون اجازه میدیم که در مورد اون تصمیم بگیریم؟ ما با این کارمون می خوایم چی رو ثابت کنیم؟ پورنگ یه انسانه ، حق انتخاب داره . دوست داره برا یه بار هم که شده درکش کنیم . دوست داره برای یه بار هم که شده بفهمیم چی میگه . دوست داره بفهمیم که اگه یه بار به تلفنمون جواب نداد دلیلش این نیست که خودش رو گرفته یا دیگه بچه ها رو دوست نداره ، فقط دلش می خواد که راحت باشه، راحت زندگی کنه. چرا ما دنیا رو براش مثل قفس کردیم؟ چرا بهش اجازه نمیدیم که با خیال راحت تو یه پارک قدم بزنه، از هواش لذت ببره، با خودش خلوت کنه ؟ چرا، واقعا چرا؟همیشه باید تو خونه بشینه به در و دیوار تکراری خونش زل بزنه یا با گوش دادن 4 تا آهنگ خودش رو سر گرم کنه؟ چرا بهش اجازه نمیدیم که آزاد باشه؟ فکر میکنی وقتی به خاطر معموریت کاریش میره صفر خیلی راحته ؟ نه راحت نیست چون اونجام همین وضعه . چه تو هتل، چه تو کوچه و خیابون&#8230;. اینو که میگم خودم به شخصه دیدم : توی هتل که بود برای تهیه گزارش از ساعت 5 صبح بیدارش میکردن، تا ساعت 2 بعد از ظهر با مردم تو خیابون و اینجور جاها بر خورد میکرد . اونوقت باید با تمامشون دست میداد ، عکس میگرفت، بهشون امضا میداد تا شاید نگن که این پورنگه خودش رو میگیره فکر کرده کیه . وقتی با تمام خستگی و گرسنه از بیرون میومد دلش رو خوش میکرد که دیگه وقت استراحتشه . غذاشو میخوره و با خیال راحت می خوابه ، اما وقتی بر میگشت باز با جمعیت منتظرش روبه رو میشد که جلوی در هتل جمع شده بودن . دوباره با تک تک اونا عکس میگرفت امضا میداد به حرفاشون گوش میکرد و با خستگی تمام ، غذا شو می خورد به اتاقش می رفت. هنوز نیم ساعتم نخوابیده بود که صداش میزدن: داریوش پاشو برای تهیه گزارش باید بریم بیرون، دوباره همون وضعیت تکرار میشد. شبا تا ساعت 2 نصفه شب طرفدارا میومدن و میرفتن و بلاخره بعد از رفتنشون با خوردن 5 تا قرص آرام بخش به رختخوابش میرفت &#8230; تازه اگر از هواداراش می خواست که زودتر برن تا استراحت کنه دلگیر میشدن که ما رو تحویل نگرفت . فکر کرده چون معروفه دیگه کی هست. داریوش توی خونه هم آرامش نداره افراد سود جویی که با گیر آوردن شماره تلفن خونش یا موبایلش  اونا رو بین مردم پخش میکنن باعث میشن که تو خونه هم نتونه یه نفس راحت بکشه. شما خودتون رو برا یه بار هم  که شده بزارین جای اون، تصور کنین که نتونین هیجا برین ، یه لحظه فکر کنین که تمام طول روز طرفداراتون به خونه زنگ بزنن و از اعضای خونواده خواهش کنن که گوشی رو بدن به شما تا با اونا صحبت کنین. من خودم اگه یه همچین موقعیتی داشته باشم واقعا دیوونه میشم. حالا عمو رو در نظر بگیرین که با وجود این همه مشکلی که براش پیش میاد بازم تا جایی که میتونه به تلفناش جواب میده، با طرفداراش عکس میندازه، به همشون امضا میده و&#8230; ولی اگه یه بار نتونه این کارا رو بکنه دیگه تمام خوبیاش از بین رفته&#8230;!!! . یه لحظه فکرشو بکنین .  این ماییم که با خود خواهی هامون آرامش رو ازش میگیریم اما باز همه رو به پای پورنگ مینویسیم . اگه قرار باشه که داریوش فرضیایی به تمام تلفنا ش جواب بده و تمام خواسته های طرفدارانش رو انجام بده دیگه این یه ذره آرامشی که داره رو هم از دست میده. همیشه میگیم چقدر آدم شارژ و شادیه اما هیچوقت با خودمون نگفتیم که آدم بی غم وجود نداره، هیچوقت نگفتیم که بیام به اون هم فرصت یه زندگی راحت رو بدیم. اگه بشنویم که سر یه بچه داد زده میگیم: بفرما عمو پورنگ که اینهمه ادعا داره که مهربونه سر یه بچه داد زده . اما اونم آدمه، حق داره گاهی اوقات عصبانی بشه ، حق داره خودش رو خالی کنه . ما دوست داریم پورنگ مثل یه آدم آهنی برخورد کنه . خواب و خوراکش رو بزاره کنار و فقط به خواسته های ما عمل کنه. این چیزیه که ما ها میخوایم. ما ها یه مشت آدم خود خواه زبون نفهمیم که دورش کردیم ، زندگی رو ازش صلب کردیم ، وهمش به منافع خودمون فکر میکنیم . واقعا باید از رفتارمون خجالت بکشیم . ای کاش حرفامو درک کنین و بفهمین که چی میگم . اما میدونم هستن آدمایی، که با خوندن این حرفها به من میخندن و همچنان کارای بچگونشون رو ادامه میدن بدون اینکه حتی یه ذره احساس پشیمونی کنن. امیدوارم خدا تمامشون رو به راه راست هدایت کنه و بهشون این درک رو بده که داریوش فرضیایی هم یک انسانه&#8230;..</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: گلشیفته خانی</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-183</link>
		<dc:creator>گلشیفته خانی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Jun 2007 12:20:10 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-183</guid>
		<description>عمو خیلی نامردی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عمو خیلی نامردی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: گلشیفته خانی</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-182</link>
		<dc:creator>گلشیفته خانی</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 16 Jun 2007 12:19:26 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-182</guid>
		<description>عمو شما ازدواج کردید؟</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عمو شما ازدواج کردید؟</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نسیم</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-181</link>
		<dc:creator>نسیم</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Jun 2007 13:43:53 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-181</guid>
		<description>سلام تو گفته بوودی عمو 19 خرداد می یاد درجالی که 16 خرداد هم امد
بعد من رادیو ر/ گوش کردم اصلا از عمو هیچی نگفتند



&lt;strong&gt; من خودم گوش کردم و حتی تلفنی نظرم را گفتم و سوال هم کردم  دارم می نویسم آماده شد در وبلاگ قرار می گیرد  کمی صبر کن
در مورد  اون نکته اگر وبلاگ نویس باشی میدونی که تو این وبلاگها فارسی تایپ می کنی انگلیسی نوشته میشه یه اشتباه غیرعمد تو شکل 9 و 6 انگلیسی پیش اومده بود که همان موقع تصحیح شد
&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام تو گفته بوودی عمو 19 خرداد می یاد درجالی که 16 خرداد هم امد<br />
بعد من رادیو ر/ گوش کردم اصلا از عمو هیچی نگفتند</p>
<p><strong> من خودم گوش کردم و حتی تلفنی نظرم را گفتم و سوال هم کردم  دارم می نویسم آماده شد در وبلاگ قرار می گیرد  کمی صبر کن<br />
در مورد  اون نکته اگر وبلاگ نویس باشی میدونی که تو این وبلاگها فارسی تایپ می کنی انگلیسی نوشته میشه یه اشتباه غیرعمد تو شکل 9 و 6 انگلیسی پیش اومده بود که همان موقع تصحیح شد<br />
</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: زهرا جعفرزادگان</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-180</link>
		<dc:creator>زهرا جعفرزادگان</dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Jun 2007 03:31:49 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-180</guid>
		<description>سلام
ببین اون نظر دومیه رو اکثر جاها نوشته اما اون اولیه اونیکه نوشته زنگ بزن رو غیر وبلاگ من کجا نوشته.خواهش میکنم سریعترجوابمو بده ویه خواهش دیگه اینکه توی وب خودم بگو




&lt;strong&gt;در خیلی جاها نوشته شده بود &lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام<br />
ببین اون نظر دومیه رو اکثر جاها نوشته اما اون اولیه اونیکه نوشته زنگ بزن رو غیر وبلاگ من کجا نوشته.خواهش میکنم سریعترجوابمو بده ویه خواهش دیگه اینکه توی وب خودم بگو</p>
<p><strong>در خیلی جاها نوشته شده بود </strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: پریسا</title>
		<link>http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-179</link>
		<dc:creator>پریسا</dc:creator>
		<pubDate>Fri, 08 Jun 2007 16:57:50 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://magas1.wordpress.com/2007/06/08/%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c%d9%88%d8%b4-%d9%81%d8%b1%d8%b6%db%8c%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a2%db%8c%d8%a7-%d9%82%d8%a7%d8%a8%d9%84-%d8%aa%da%a9%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa-%d8%9f/#comment-179</guid>
		<description>سلام عین همین پیامو یه مدتی پیش هم گذاشته بودند بله این پیامو خودشون گذاشتند اگه بگید از کجا میدونید از همون جایی که شما میگید نه
التماس دعا راستی اون نظر خارجیه اتفاقی ثبت شد
&lt;strong&gt;

من که دلیل روشن آوردم  تا وقتی  که از برنامه زنده نگه مطمئن نباش&lt;/strong&gt;</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام عین همین پیامو یه مدتی پیش هم گذاشته بودند بله این پیامو خودشون گذاشتند اگه بگید از کجا میدونید از همون جایی که شما میگید نه<br />
التماس دعا راستی اون نظر خارجیه اتفاقی ثبت شد<br />
<strong></p>
<p>من که دلیل روشن آوردم  تا وقتی  که از برنامه زنده نگه مطمئن نباش</strong></p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
